شعری از فریدون مشیری – دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
بدست admin • ۴ بهمن ۱۳۸۹ • دسته: ادبيات٬ شعر
برای اظهار نظر یا تبادل نظر در مورد این موضوع و یا سایر موضوعات و یا پرسش و
پاسخ در زمینه های دلخواه خود به
تالارهای گفتگوی گل مراجعه
فرمایید.
برای عضویت در کلوب دوستیابی گونش آنلاین و استفاده از امکانات بی نظیر آن و سپری کردن اوقات خوش در آن کلیک کنید
کلوب دوستیابی گونش
Number of View: 1052
شبها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو میخواندم از لایتناهی.
آوای تو میآردم از شوق به پرواز
شبها که سکوت است و سکوت و سیاهی.
امواج نوای تو ، به من میرسد از دور
دریایی و من تشنهی مهر تو ، چو ماهی.
وین شعله که با هر نفسم میجهد از جان
خوش میدهد از گرمی این شوق گواهی
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق ، تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی ، هرچه تو گویی و تو خواهی.
مطالب دیگر:
- شعر: طعنه ی مجنون
- شعری به زبان روسی با ترجمه انگلیسی
- دستهای من
- زندگی از دیدگاه سهراب سپهری (شعر)
- شعری زیبا در نعت پیامبر اکرم از اسدی توسی
- شعر : صدای عشق
- شعر: حادثه ی حقارت
- شعر “خیانت بوی سیب میدهد”
- شعر: در خواب
- شعر: درخواب میروم
- غزل ” معلمت همه شوخی و دلبری آموخت ” از سعدی
- شعر عاشقانه: آشنا
- شعر ” دیوار ” از هوشنگ ابتهاج
- غزلی از خاقانی شروانی (شیروانی)
- شعر: امشب
- شعر ” Love ” از پابلو نرودا به زبان انگلیسی + ترجمه فارسی آن
- شعر: میخواستم که سیر نگاهش کنم ولی….
- آتش در نیستان
- عشق رو ببین (عکس)
- دانستنیهایی در مورد کرمهای دور چشم
- قسمت دوم منظومه ترکی حیدر بابا (حیدر بابا گلدیم سنی یوخلیام)
- منظومه موش و گربه از عبید زاکانی
- فقط عاشق شو
- شعر “ترک تو ستمگر کردم” از شهریار
- حکایاتی از بوستان سعدی
- چند دوبیتی زیبا از ابوسعید ابوالخیر – قسمت اول
- داستان ” زنی با چشم های من ” از هوشنگ گلشیری
- داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه
- داستان کوتاه ” قفس ” صادق چوبک
admin
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای admin







