چند شعر پراکنده و زیبا از رهی معیری

بدست دکتر غلامرضا ابری • ۲ بهمن ۱۳۸۹ • دسته: ادبيات٬ شعر

برای اظهار نظر یا تبادل نظر در مورد این موضوع و یا سایر موضوعات و یا پرسش و پاسخ در زمینه های دلخواه خود به تالارهای گفتگوی گل مراجعه فرمایید.

برای عضویت در کلوب دوستیابی گونش آنلاین و استفاده از امکانات بی نظیر آن و سپری کردن اوقات خوش در آن کلیک کنید کلوب دوستیابی گونش
Number of View: 992

راز نهفته
ز درد عشق تو با کس حکایتی که نکردم
چرا جفای تو کم شد؟ شکایتی که نکردم
چه شد که پای دلم را ز دام خویش رهاندی
از آن اسیر بلاکش، حمایتی که نکردم
*******************************
باید خریدارم شوی
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
و از جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران، بازیچه بازیگران
اول به دام آرم تو را و آنگه گرفتارت شوم
*******************************
اشک و آه
عمری چو شمع، گریه جانسوز می کنیم
روزی به شب بریم و شبی روز می کنیم
اشکیم و جانگدازتر از آتشیم ما
آهیم و کار برق جهانسوز می کنیم
*****************************
تلخکامی
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا
در هوای دوستداران، دشمن خویشم رهی
در همه عالم نخواهی یافت، مانند مرا

VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.3_1094]
Rating: 0 (from 0 votes)

No related posts.

برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

izmir escort izmir escort bayan izmir escort bayan